محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

502

آثار عجم ( فارسى )

ahan ؟ er s ؟ 10 . artaxs ah ؟ 11 . s ترجمه : اين پيكرهء مزداپرست بغ نرسى ، شاهنشاه ايران و جز ايران كه چهر ( : نژاد ) از يزدان [ دارد ] ؛ پسر مزديسن بغ شاپور ، شاهنشاه ايران و جز ايران كه چهر از يزدان [ دارد ] ؛ نوهء بغ اردشير شاهنشاه . 2 . اين نام ، در پارسى ميانه به صورت narseh آمده است كه فرشته و ايزدى است مانند جبرئيل ؛ و او پيك اهورامزدا است . در پهلوى ، sang ؟ Niaryo است كه بعدا در فارسى ، به نرسى تبديل شده ؛ گرچه وجه اشتقاق كلمه ، مشكوك است . ( برهان قاطع ، ص 2128 و ح 6 همان صفحه ) . 3 . كريستن سن مىنويسد : « پس از وفات بهرام دوم در سنهء 293 ، پسرش بهرام سوم به تخت نشست ؛ امّا سلطنتش بيش از چهار ماه دوام نيافت . نرسه ( نرسى ) - پسر شاهپور اوّل - كه عمّ پدر اين پادشاه جوان بود ، طغيان كرد و غالب شد . . . نرسى ، كيفيت تاجگذارى و سلطنت خداداد خود را بر تخته سنگ نقش رستم ، حجّارى كرده است و اين همان طرز معروف قديم است ؛ يعنى پادشاه ، حلقهء نواردار را كه علامت سلطنت است ، از دست خداوند مىگيرد . . . در جنگى كه بين نرسى و روميان اتفّاق افتاد ، نرسى مغلوب و مجبور شد كه پنج ولايت از ارمنستان صغير را به روم واگذار كند . . . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 257 تا